وروجکِ آقای نجّار

میپرسم ـش که ، نازنین؟؟ من را چند تا دوست داری؟؟ یک نگاه به انگشت های دست های کوچیکش می اندازد، بعد هر ده انگشتش را رو به من میگیرد و میگوید: هــزار تا...با لبخند میپرسم ـش: نازنین؟؟ زنِ من میشوی؟؟ لب هایش را غنچه میکند و می برد سمتِ چپ، چشم هایش را ریز میکند و گوشه ی بالا سمتِ راست را نگاه میکند، بعد از آممم کشیدن میگوید: ممکنه...! من مثلِ بچه گربه چشم هایم را مظلوم میکنمُ دوباره میپرسم: زنِ من میشوی؟ غَش میکند از خنده و میگوید : بله. میپرد روی شکمم و قایم لپم را ماچ میکند ، جوری صورتم را خیس میکند که میتوانم صورتم را بشویم! از دیوارِ راست بالا میرود، اتاقِ من را کن فیکون میکند ، با بوس هایش صورتم را خیس میکند ، روی شکمم میپرد ، جیغ میکشد. حرص میخورم ، ذوق میکنم !

پ.ن|
عکس از من ، دختر خاله ی ـمان ، نازنین.

 

/ 12 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مگهان

از من به تو نصیحت پسرک معصومم : ) نپرسش زن من می شوی فردا روزی میاید که خرت را بگیرد و بگوید کو پس آن قولی که دادی ... × شاید نازنین با همین چشم های شیطونیش ، که به نوعی شبیه به چشمای مگهانه! علاقه ش به آقایونه بزرگ زیاد بزرگ باشه. اینجوریاس که می تونه رو این حرف خانومم میشی حساب باز کنه:-))

اذرین

چرا عکس سیاه و سفید ،آن هم با این دنیای رنگی کودکانه؟؟؟... راستی!!!راست می گویند که اقایون به هر چیز عاشق اند آن چیز را سیاه و سفید میبینند ...معشوق را نقطه ای سیاه در یک عالم سپید پر از نور !!! ......یعنی فقط او را میبینند و لاغیر...؟؟؟برعکس زنها که وقتی عاشق اند تمام دنیا را رنگی میبینند؟؟..در پستی که سالها پیش گذاشته بودم در یک شبکه ی اجتماعی ،99 درصد آقایون این مطلب را تایید کرده بودند)... .. . .به زودی وقت اضافی خواهم داشت و وبلاگ بیچار ه ام را یک سرو سامان درست و حسابی خواهم داد..(خوشحالم)

پیشگو...

بچه ها ! زندگی ـن ! زندگی ! آخرین باری که سه روز رو با چنین بچه ی بانمکی گذروندم مردادماه ِ همین امسال بود...

پیشگو...

برای من کم هم بود اون سه روز :دی

ز.خ

دروود با معرفت!! :) زنده باشن ایشون... همه اش را ول کن فقط اون "ممکنه!" ای که در جواب به شما داد را بچسب... خود این یک کلمه یعنی حرف ها... داستان ها... شیرین باشد همیشه این نازنین خانم شما. و همه بچه های ایران. برقرار باشی مرد :)

کولی

من می دونم جلوی دوربین شما دیگه نیازی به سیب گفتن نیست ناخودآگاه لبخند آدم رو درمیارید:)

فرشته

این دختر خاله شما به طرز وحشتناکی منو یاد دخترخاله "یه نفر " میندازه ... چه از ظاهر ... چه از تعاریفی که می کنین ... اصن شباهتا در حدی هست که شک میکنم نکنه شما با اون "یه نفره" پسرخاله باشین :| :)))

زری

:D